خرید بک لینک

درباره سایت

زنی در لحظه های "بی نقـــــــــــاب"

آخرین مطالب

امکانات وب

زنی در لحظه های "بی نقـــــــــــاب" The geography of my border-less mind      زندگی ام را از پس واژه های بی نقاب فریاد می کشم........... 890 در زمان حاضر کلا احساس خفگی داشتماز ظهر خونه مامان سهیل بودیم و شب هم خونه خاله اشوقتی برگشتیم خوابم نبرد دریا که خوابیددفترم و برداشتم و رفتم توی تراساولش آروم آروم اشکهام اومد اما بعد افتادم به هق هقاینقدر گریه کردم و نوشتم تا آروم شدم________امروز همش دلم یک زن سن بالای فرزانه و آگاه می خواست مثل این مامان بزرگها توی فیلم ها یا حتی

برچسب: نویسنده: اشکان مهدوی تاريخ: سه شنبه 10 شهريور 1405 ساعت: 9:02

صفحه بندی